سرا سر خنده
ترکه یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه!
ترکه آشغال میره تو چشمش , سر ساعت 9 میشینه دم در!
ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین!
ترکه میخواسته نماز بخونه میگه الحمدلله رب العالمین!!! خدایا سرتو درد نمیارم ولاالضالین!
ترکه داشته راه میرفته بعد خسته میشه میدوه!
ترکه میره مسابقات قرائت قرآن لباس ورزشی میپوشه!
ترکه خودشو میزنه به کوچه ی علی چپ گم میشه!
یه روز یه ترکه با یه قزوینیه با یه رشتیه با یه آمریکاییه با یه آبادانیه با یه عربه با یه لره با یه کرمانیه با یه انگلیسیه با یه آلمانیه با من تو رو سر کار گذاشتیم!
ترکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه!
ترکه 1000 تومن میندازه تو صندوق صدقات , تا غروب وایمیسته اونجا هرکی میاد پول بندازه میگه آقا برو من حساب کردم!
ترکه خوابش سنگین بوده تختش میشکنه!
ترکه میخواسته گردو بشکنه , گردو رو میزار زیر پاش با آجر میزنه تو سرش!
ترکه تو مانور شرکت میکنه اسیر میشه!
۵ تا ترک ميخواستن برن تو کسب و کار! ۵ نفری يک تاکسی ميگيرن باهاش کار ميکنن روزه بعد ورشکسته ميکنن!
ترکه ميخوره به ديوار ميگه ببخشين!
تو اردبيل مانور ميزارن دشمن فرضی پيروز ميشه!
ترکه از يک نفر میپرسه قبله کدوم طرفه؟ يارو ميگه از اين طرف، ترکه ميگه هنوز خيلی بايد برم؟
ترکه تو خواب از يک نفر ناجور کتک ميخوره! شب بعد با بچه محلاشون ميخوابه!
ترکه دفتر خاطراتش پر ميشه ميندازتش دور!
از رشتیه ميپرسن شما تو شهرتون به روز پدر چی ميگين ؟ ميگه يوم الشک!
يه روز ترکه يه پليس ميکشه بعد زنگ ميزنه ۱۱۰ ميگه حالا شدين ۱۰۹ تا!
رضازاده ميخواسته وزنهی 800 کيلويی بزنه شب ابولفضل مياد به خوابش ميگه ايندفعه ديگه روی من حساب نکن!
ترکه شب بلال میخوره تا صبح اذان میگه!
یه ترکه از یه IQ میپرسه 2*2 تا چند تا میشه ؟ طرف میگه 8 تا ! ترکه میگه برو بابا میشه 4 تا فوقش دیگه 6 تا!
به ترکه میگن 2*2 تا میگه 4 تا! میگن برو بابا جکه ما رو خراب کردی!
ترکه صبح از خواب بلند می شه می بينه هوا خيلی خوبه، زنگ میزنه هواشناسی تشکر می کنه!
به ترکه ميگن خدا کجاست؟ نميدونم والله ولی هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه!
از یه بسیجی می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!
ترکه ميخواسته بنويسه يازده، يه 1 مي نويسه يه تشديد ميزاره روش!
تركها واسه همدردي با زلزله زدگان بم همه خانه هايشان را خراب ميكنند!
یه روز یه فارس میره خونه ی خدا ! خلا صه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه!؟ بعد فارسه رو به خونه خدا میکنه میگه: خداجون تو خودت ببین خودشون دوست دارن! من چیکارکنم!
ترکه دنبال دو تا دختر میکنه ازشون جلو میزنه!
به ترکه میگن نظرت درباره ی زلزله ی بم چیه ؟ میگه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا!
ترکه میره بهشت زیر پای مادرا له میشه!
ترکه میره نماز جمعه ، جو میگیرش ، موج مکزیکی میاد!
یه روز یه تركه ميره هيئت راش نميدن ، سال ديگه هيئت ميزنه هيچ كس رو راه نميده!
ترکه میره تو فکر با جرثقیل درش میارن!
یه ترکه میره مسابقهی قرآن خوانی، سورهی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!
هر جا شنیدی "حسین حسین" میگن برو شام میدن ، ولی هرجا شنیدی "علی علی" میگن نرو دارن ماشین هول میدن!
ترکه میره تیمارستان میبینه یه نفر رو سرش ذغال گذاشته! ازش میپرسه چیکار میکنی؟ طرف شلوارشو میکشه پائین میگه: بفرما قلیون!
هموطن در باغ شهادت هنوز باز است! (هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران)
میگن حیوانات قبل از وقوع زلزله اونو احساس میکنن؛ لطفاً خبرم کن! یادت نره هااا!
بچه ميمون به مامانش ميگه مامان چرامن اينقدر زشتم مامانش ميگه اين چه حرفيه برو خداتو شكر كن كه شبيه اوني كه داره اين متن رو ميخونه نيستي!
يارو كارت تلفن ميخره، فوري ميده براش پرس كنند!
عروس ميره گل بچينه شهرداری ميگيردش!
ترکه خودشو به موشمردگي ميزنه گربه ميخوردش!
يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب میخوابه! پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ از اينجا مربوط به نيروي درياييه!
يه بار يه مرد از حال ميره، تو پذيرايي!
اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟ خوب يکي ديگه اختراع مي کرد!
ترکه یه دكمه پيدا میکنه میبره پيش خياط، میگه آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!
یه ترکه سیگارش خاموش میشه میذاره زمین هولش میده!
تركه باباشو ميكشه ميره مرحله بعد!
يه تركه خبر داغ ميشنوه گوشش ميسوزه!
تركه ميره مشهد امام رضا احساساتي ميشه ميگه: یا امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
عربه ميره مغازه با لهجه ميگه: آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
یه ترک خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفش خريده بود، دوباره وارد همان مغازه میشه و میگه: ما باز اومديم!!
احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد.. مطمئني؟ صددرصد!
یه راننده كاميون به يك پيچ میرسه، دولا میشه اونو برمیداره!
دزد مسلح جلوي مردي رو گرفت و اسلحه روي پيشونياش گذاشت و گفت: هر چي
پول داري بده وگرنه مغزتو داغون ميكنم. مرد گفت: پول نميدهم. چون تو اين مملكت بدون مغز ميشه زندگي كرد، ولي بدون پول نميشه.
عابر از يك تروريست پرسيد: آقا ساعت چنده؟ تروريست گفت: نميدونم ولي اين ساختمون روبهرويي هر وقت بره روي هوا، ساعت هشت شبه!؟
رئيس ساعتش را گم كرد و آبدارچي را متهم به دزدي كرد، اما بعد از دو روز ساعت را پيدا كرد و از آبدارچي عذرخواهي كرد. آبدارچي گفت: اشكالي نداره! شما فكر ميكردين من دزد هستم، من هم فكر ميكردم شما شعور داريد، حالا معلوم شد هردومون اشتباه كرديم!
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم